هربار کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم ترس من از گم شدن نیس از گرفتن ئستیست که بی بهانه رهایم کرد



تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 | 18:34 | نویسنده : غزل |
سلامتیه اونی که میدونه اعصـــاب نداری . . . ! میدونه حوصـــله نداری . . .! میدونه بهونه میگیری بی دلیل . . . ! اما بازم میگه: تو یکی یه دونه منی . . . همه جوره درکــــــــــــت میکنه . . .!!!! نه ترکـــــــت . . . !!!!!!!

تاريخ : شنبه نهم آذر 1392 | 20:35 | نویسنده : غزل |

 صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم.

 از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم



تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 | 11:40 | نویسنده : غزل |
در شهر عشق قدم میزدم گزرم به قبرستان قلبهای شکسته خورد گفتم یعنی این همه قلب شکسته وجود دارد؟؟؟یک دفعه چشمم به قبری خورد که تازه خاک شده بود  برگ ها را کنار زدم تا برایش دعا کتم....واااااااااای چه میدیدم؟؟؟؟؟

این همان قلبی بود که روزی قلبب مرا شکسته بود



تاريخ : جمعه هفدهم آبان 1392 | 14:56 | نویسنده : غزل |
در ساحل دریای زندگی ام قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم به سخت ترین جاهای ساحلم رسیدم فقط یک رد پا دیدم به خدا گفتم مرا در سخت ترین جا ها رهایم کردی گفت تورا درسخت ترین جاها به دوش کشیدم...طلب صبر...

تاريخ : یکشنبه چهاردهم مهر 1392 | 14:59 | نویسنده : غزل |
گر درد داری
تحمل کن
روی هم که تلمبار شد
دیگر نمی فهمی کدام درد از کجاست
کم کم خودش بی حس میشود...


تاريخ : یکشنبه چهاردهم مهر 1392 | 14:47 | نویسنده : غزل |
1.jpg


تاريخ : جمعه یازدهم مرداد 1392 | 12:20 | نویسنده : غزل |
ﻋﺸــــﻖ ” ﯾﻌﻨﯽ..حـــــتی اگه …
ﺑﺪﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩﺕ !!بدونی نمیشه !!
…ﺍﻣﺎ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺗﺮﮐﺶ ﮐﻨﯽ!
ﻧﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮ…ﻧﻪ ﻓﮑﺮﺷﻮ…
 
 
 
 
ﺳﺨﺘﻪ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﮐسی رو ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯽ،ﮐﻪ
ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺑﺎﺷﻪ

ﺍﻣﺎ ﻧﺨــــــــــــﻮﺍﺳـــــــﺖ...



کســــی چه میــــداند کـه . . .

امــروز چند بار فـرو ریختم

از دیدن کســی که . . .

تنهــــا لباسش شبیه  تــــو بود. 



خداوندا تفسير كن دلتنگيهايم را...
براي كسي كه قد دلتنگيهاي دنيا دلتنگشم



تـو مـرا نـادیـده بـگـیـر . .

و مـن

بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . .

از بـس

خـودم را مـی زنـم . .

بـه نـفـهـمـی!!!


تاريخ : جمعه یازدهم مرداد 1392 | 12:18 | نویسنده : غزل |

یک جایی از زندگی به یک جایی از زندگی که رسیدی ، (حتمی برید خیلی قشنگه)

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه نهم مرداد 1392 | 15:57 | نویسنده : غزل |
روزی داد زد وبهم گفت دوست دارم گفتم: چی؟نمیشنوم...

روزی اروم اروم توی گوشم گفت دیگه دوست ندارم کاری به کارم نداشته باش...

اشکی از گونه هام سرازیر شد وگفتم:هیسسسسسس.چرا داد میزنی اروم اما...



تاريخ : شنبه پنجم مرداد 1392 | 12:36 | نویسنده : غزل |
نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمی کند...درست مانند تو...(اینو واسه هرکس گذاشتم خودش میدونه)

تاريخ : شنبه پنجم مرداد 1392 | 12:28 | نویسنده : غزل |
گاهی وقتا تنهایی ادم باارزش تر از هر ارزشیه گاهی وقتابعضی ارزش هاهستن که در قبال دل ادما کم میارن(تقدیم به میلاد جان واسه اینکه گفت پست جدید بزار

تاريخ : دوشنبه سی و یکم تیر 1392 | 17:18 | نویسنده : غزل |


تاريخ : شنبه پانزدهم تیر 1392 | 14:58 | نویسنده : غزل |



تاريخ : یکشنبه نهم تیر 1392 | 14:22 | نویسنده : غزل |


تاريخ : یکشنبه نهم تیر 1392 | 14:14 | نویسنده : غزل |
مـטּ و تو خیلی کارها به دنیا بدهکاریم !!


مثل عکس انداختنِ دونفری


مثل پریدטּ دوتـآیی توی گودال آب :)


مثل لیسیدن دوتایی بستنی قیفی


مثل بوسیدטּ توی آسانسور یا راه پله


مثل قدم زدטּ توی یه روزِ پاییزی


مثل یه رقص دونفری


مثلِ . . .




تاريخ : پنجشنبه ششم تیر 1392 | 14:21 | نویسنده : غزل |
به تو که فکر می کنم
بی اختیار
به حماقت خود لبخند می زنم
سیاه لشکری بودم
در عشق تو
و فکر می کردم بازیگر نقش اولم …

افسوس…





همه ی دردم این بود:

وقتی عشقش بودم

که

عشقش نبود......

!!!



تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر 1392 | 14:17 | نویسنده : غزل |

لمسِ تن تو

شهوت است و گناه

حتي اگر خدا عقدمان را ببندد

داغيِ لبت ، جهنم من است

حتي اگر فرشتگان سرود نيکبختي بخوانند

هم آغوشي با تو ، هم خوابگيِ چرک آلودي ست

حتي اگر خانه ي خدا خوابگاهمان باشد...

فرزندمان، حرام نطفه ترين کودک زمين است

حتي اگر تو مريم باشي و من روح القدس

عزیزم حتي اگر هزار سال عاشق تو باشم ،

يک بوسه يک نگاه حتي ـ حرامم باد

اگر تو عاشق من نباشي...




تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر 1392 | 14:16 | نویسنده : غزل |

لمسِ تن تو

شهوت است و گناه

حتي اگر خدا عقدمان را ببندد

داغيِ لبت ، جهنم من است

حتي اگر فرشتگان سرود نيکبختي بخوانند

هم آغوشي با تو ، هم خوابگيِ چرک آلودي ست

حتي اگر خانه ي خدا خوابگاهمان باشد...

فرزندمان، حرام نطفه ترين کودک زمين است

حتي اگر تو مريم باشي و من روح القدس

عزیزم حتي اگر هزار سال عاشق تو باشم ،

يک بوسه يک نگاه حتي ـ حرامم باد

اگر تو عاشق من نباشي...




تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر 1392 | 14:16 | نویسنده : غزل |
عکس گیگ | آپلود عکس رایگان

تاريخ : یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 | 16:0 | نویسنده : غزل |


تاريخ : یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 | 19:24 | نویسنده : غزل |


تاريخ : شنبه چهارم خرداد 1392 | 18:19 | نویسنده : غزل |
میگویی دوست دارم  زیر باران قدم بزنم ..


اما وقتی باران میبارد  چتر  به دست میگیری ..


میگویی آفتاب را  دوست دارم ..


اما زیر نور آفتاب به دنبال سایه میگردی ..


میگویی باد را دوست دارم ..


اما وقتی باد می وزد پنجره را می بندی ..


حالا دریاب وحشت من را وقتی میگویی ..


          دوستت دارم...



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 | 11:52 | نویسنده : غزل |

ای که نزدیکتر از بوسه به لبهای منی

بهترین خاطره ی خلوتِ شبهای منی

ای که با رنگِ رُخت چنگ زدی بر دل ماه

لذّتِ عشق به آرامیِ لالای منی

آنقَدَر خیره به چشمان تو لبخند زدم

تا بدانند همه شهر، تو زیبای منی

چشمهایم به تماشای تو عادت دارد

تو، تن و قلب و تب و هستی و دنیای منی



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 | 14:59 | نویسنده : غزل |
شاید....
شاید یه کسی شبها برای اینکه خوابتو ببینه ب خدا التماس میکنه

شاید یه کسی ب محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه

مطمن باش یکی شبها بخاطر تو توی دریایی از اشک میخوابه ولی تو اونو نمیبینی؟ شایدم هیچوقت نبینی


تاريخ : پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 | 14:48 | نویسنده : غزل |
تــرکـت کــرده؟

شب ها به يادش گريه ميکني؟!

ناراحت نبــــاش.....

يه روز تو تنها آرزوي زندگيش ميشي!!

اين بدتـــــرين انتقامـــــه...



تاريخ : شنبه چهاردهم بهمن 1391 | 15:26 | نویسنده : غزل |
خـدایــــــــا
به بارانت بگو این هوای عاشقــانه اش را به رخ من نکشد…
وگرنــــه …!!!
به رخــش می کشـم تمام عـشقــــــم را…
تا شرمنده شود از این هوایش..

تاريخ : چهارشنبه یکم آذر 1391 | 13:34 | نویسنده : غزل |


تاريخ : دوشنبه هشتم آبان 1391 | 15:57 | نویسنده : غزل |

د ختر بد نيا امد تا د ختركسي شود

ازد وا ج كرد تا همد م كسي شو د

حا ملگي وزا يمان را تجربه كرد تا مادر كسي شود

براي همه كسي شد امّا خو د ش بيكس ما ند و خا نۀ سا لمند ان را اختياركرد.

تعجُب اين جا است كه يك مادر مي توا ند 10 تا فرزند را نگهد اري كند

امّا 10 فر زند نمي توا نند يگ مادر را نگه دارند اين انصاف نيست.



تاريخ : شنبه ششم آبان 1391 | 15:23 | نویسنده : غزل |
Iconha

تفدیم همتون.....



تاريخ : دوشنبه هفدهم مهر 1391 | 15:35 | نویسنده : غزل |
  • روز مهدی
  • مطالب روز